حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2507

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

ميخواستند ، با رقيب و مدّعى او خصومت ورزند و براى اثبات اين مدّعى حاضرند ، اسراى رومى و اموالى را ، كه بغنيمت برده‌اند و موجود است ، پس بدهند . چون فرستادگان آنها چيزى در باب ردّ كردن استحكامات نگفتند و بل به عكس ( 150 ) - سكّهء اشك بيست و هفتم ( بلاش چهارم ) تقاضا كردند ، كه روميها از صفحات آنها بيرون رفته استقلالشان را بشناسند و سوروس نميخواست ، يافتهء روميها را گم كند ، جواب ردّ داد ، بخصوص ، كه ميخواست بجنگد . در مقابل او ظاهرا در اينوقت پادشاهان دست‌نشانده دولتهاى كوچكى مانند آديابن و خسرون و الحضر بودند ، ولى بر او پوشيده نبود ، كه چون اين پادشاهان دست‌نشاندگان دولت اشكانى هستند ، يقينا پارتيها تحمّل نخواهند كرد ، كه روميها اين قسمتها را ضميمه روم كنند و به حركت خواهند آمد . بنابراين ، وقتى كه سوروس بر جنگ با دولتهاى مذكور تصميم گرفت ، در واقع امر قطع كرد ، كه با دولت پارت بجنگد و در اين تصميم معلوم است ، كه ضعف دولت پارت عامل مهمّى بود . در بهار 195 م . سوروس در رأس سپاه خود از فرات گذشته به نصيبين رفت ، زيرا اين شهر را محاصرين آن نتوانسته بودند بگيرند ، بعد سرداران خود را براى مطيع كردن قيام‌كنندگان و تنبيه آنان به اطراف فرستاد . اگرچه در اينوقت سپاهيان او از بدى آبها در عذاب بودند ، باوجود اين جاهائى را ، كه سابقا تابع روم بود ، تسخير كرد ، نصيبين را مركز يا كرسى آن قسمت بين النهرين ، كه جزء روم بود ، قرار داد و روميهاى زياد در اين شهر اقامت گزيدند ، چنان كه ميتوان گفت ، كه اين شهر مستعمره « 1 » رومى گرديد . اين نظر را يك‌جاى كتاب ديوكاسّيوس ( كتاب 75 ، بند 3 ) تأييد مىكند . او گويد ، كه روميها باينشهر مقامى دادند و نيز از سكّه‌هائى ، كه براى نصيبين در اينزمان زده‌اند ، همين

--> ( 1 ) - Colonie .